ساز ایرانی دف .:: آموزشگاه موسیقی مهر آوا ::.


موسیقی به عنوان هنر اول با پیدایش آدمی همراه بوده است.هنگامی که او بعد ازهبوط ، زمین را جولانگاه زیست خود یافت، برای ارتباط با محیط پیرامون، طبیعت و همنوعان خویش قبل از آنکه کلام را دریابد و پا در جاده تمدن گذارد، با ایما و اشاره،کف زدن و بر کنده های تو خالی کوبیدن با دنیای پیرامون خود و همنوعانش ارتباط بر قرار می کرد.
شاید چیزی یا وسیله ای که یک طرفش پوست حیوانی باشد–که اینک ما عنوان دف را می شناسیم که ساختارش بر پایه اتفاق چیز دیگری شاید نباشد–یکی از همان سازهای قدیمی است که نیاکان ما از آن برای اطلاع رسانی استفاده می کرده است. در جنگ ها و پیکارها، دعواها و آتش سوزی ها و شکار ها، از دف هم برای اطلاع و آگاهی همدیگر استفاده می کردند؛ و حتی برای شادی هایشان یا برای ممانعت از هجوم حیوانات وحشی، از دف زدن های ممتد بهره می جستند که همزمان با متمدن شدن آدمی نه تنها ارزش این ساز کم نشد بلکه به اهمیت آن نسبت به گذشته افزون تر نیز شد.
با گذر زمان و در طی تحولات جهان، در برهه ای از زمان این ساز در اکثر مناطق مختلف جهان بنا به دلایل مختلف اهمیت آن کمرنگ یا برای مدتی حذف شد.که از جمله مهمترین این دلایل می توان کوچ کردن همان قوم یا قبیله ای باشد که از ساز دف استفاده می کردند؛ یا تغییر و حتی تکامل این ساز به نوعی ، یا استفاده و جایگزینی آن توسط سازهای دیگر، و یا شاید از بین رفتن همان قوم که مورد تاخت و تاز و هجوم دیگر اقوام قرار گرفتند.
کشورهایی که ساز دف در آنجا رایج است:
از این ساز در قاره آسیا بیش از مناطق دیگرجهان استفاده می کنند و هر کشوری به فراخور حال و هوای موسیقی خود، از آن استفاده می کنند.
*کشورهای شمال و شمال شرقی آسیا مثل:چین، ژاپن،تایلند،تایوان و ....
*کشورهای همسایه شمال شرقی کشور ما،کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق مثل: ازبکستان، ارمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان و ...
*در شرق ایران مثل: افغانستان، پاکستان و ...
*کشورهای حاشیه خلیج فارس:بحرین، قطر، عمان و ...
*در غرب کشور ما: عربستان، عراق، کویت و ...
و در شمال غربی کشور:ترکیه
و حتی در کشورهای اروپایی مانند:آلمان، جنوب اسپانیا و آمریکا نواختن دف رایج است؛ و تقریبا در همه این کشورها اصول دف نوازی یکسانی وجود دارد. مگر در مواردی جزئی. مثلا در ازبکستان ساز را در بین دو پای خود می گذارند و با انگشتان دست به نواختن آن می پردازند.
یا در عربستان با شیوه دیگری می نوازند که همراه با هلهله و شادی است. ولی آنچه که مسلم است این است که در مناطق دیگر، بخصوص اعراب با محدودیت ریتمی همراه است و نوازندگی آنها تنوع آنچنانی ندارد.
اما تنها کشوری که این ساز را به اوج و کمال خود رساند، کشور عزیزمان ایران می باشد؛بطوریکه یکی از سازهای ملی و ارکستری ما محسوب می شود و نت های آموزشی خاص خود دارد و به صورت اصولی آموزش داده می شود و تقریبا در همه مناطق ایران مورد استفاده قرار می گیرد.
*در مشهد خراسان که به خاطر مهاجرت کردها مخصوصا کردهای قوچان، از ساز دف هم در موسیقی شان استفاده می کنند؛ بطوریکه در موسیقی فولکلور خراسانی هم از ساز دف استفاده می شود.
* در مناطق شمال ایران، در گیلان و مازندران هم از ساز دف استفاده می شود که باز از مهاجرت کردها تاثیر پذیرفته است که در برخی از مناطق گیلان سکنی گزیدند
مثل:تالش،گالش، ماسال، رودبار و ... که در موسیقی شان از آن استفاده می کنند.
*در مناطق مرکزی ایران همچون تهران،اصفهان،کرمان،شیراز و...از دف به شیوه های مختلف استفاده می کنند و در مناطقی چون اهواز و آبادان نوعی سنت و عرف حاکم است که اگر شخص در دریا غرق شود،عده ای دف نواز در کنار ساحل شروع به نواختن دف می کنند؛زیرا معتقدند که از آن طریق جنازه فرد غرق شده از آب بیرون خواهد آمد.
اما آنجا که دف به اوج بلوغ و بلندای شان خود رسیده است کردستان و کرمانشاه است که نام این دو چنان با هم عجین شده که هرکدام یادآور نام دیگری است.